هنرمندی به یاد ماندنی
پوریا پورسرخ
واااااااااااااااااااااااااااااااای.....انقد دلم براتون تنگ شده بود که دلم میخواس خودکشی کنم! فک کنم ۲.....۳ ماه گذشت دیگه.....نه؟کامپیوترم خراب بود....بابام تازه ۲....۳ روز پیش برد درست کرد! خب.......تو این مدت که من نبودم چه خبر بود؟عسل من چطور بود.....؟چی کارا کرده که من خبر ندارم؟ها ها ها ها؟ راستی....مرسی از همتون....مرسی از نظرای خوشکلی که واسم گذاشتین....و معذرت میخوام از همتون....معذرت میخوام که دیر جوابتونو دادم...... دوستون دارم.....فعلا بابای http://www.pcnet.ir/?v=asal5lql.jpg http://www.pcnet.ir/?v=emzayenafa.jpg http://www.pcnet.ir/?v=jigi3bxb.jpg http://www.pcnet.ir/?v=nanasieie.jpg http://www.pcnet.ir/?v=nanasieie.jpg دوستون دارم....بابای سلام سلام سلام.....خوبین؟امروز با دست پر اومدم....پر پر.... تو پست قبلی عکسای پوریا جونمو که تو مجله بانوی شرقی بود براتون گذاشتم....امروز اومدم تا مصاحبشو بذارم..... چراغ خاموش حرکت کردم اولین کارم یک کار کوچیک به اسم فرار بزرگ به کارگردانی محمد حسین لطیفی بودو این مقدمه ای شد برای یک کار بزرگ به اسم وفا قبل از شروع فعالیتم آشنایی ام با آقای لطیفی به سه،چهار سال قبل تر برمیگرده به که خوب در این سه چهار سال با یک نقش کوچیک منو امتحان کرد و بعد هم وفا و...و افتادم در این کار و در نهایت بازیگری شد حرفه و شغل اصلی من.همون سال اول بلافاصله بعد از وفاچند کار سینمایی شروع کردم که شاخص آنها فیلم روز سوم بود و سال بعد تصمیم گرفتم که چراغ خاموش حرکت کنم چون خیلی ها اون منش رو نداشتند یکی که تازه اومده رو کمک کنند.البته من احتیاجی به کمک آنها نداشتم ولی انتظار چوب لای چرخ گذاشتنشون رو هم نداشتم،به خاطر همین سعی کردم یک مقدار آرومتر حرکت کنم تا پارسال کهسال سوم حضورم بود تلاش کردم ژانرها و سبک های مختلف را تجربه کنم. طراح فضای سبز هستم من به غیر از بازیگری فعالیتهای دیگری هم دارم.در حال حاضر دفتری دارم که در آنجا کارهای طراحی بر اساس فضای سبز انجام میدم منهای اینکه طراحی فضای سبز محیطی و محوطه سازی خارجی را انجام میدهم.محیط داخلی خونه رو براساس چوب،گل و گیاه طراحی کرده و مشاور تبلیغاتی چند شرکت معتبر نیز هستم. فعالیت های خیریه فعالیت های خیریه را که همه بازیگرا دارن انجام میدن حالا کم و زیاد داره.بعضی ها ترجیح میدن که منعکس بشه بعضی ها هم ترجیح میدن که این اتفاق نیفته.من شاید یه جایی بر اساس شرایظی که پیش اومده ترجیحم این باشه که این کار رو میخوام انجام بدم.مثلا یه کمپانی اومده داره از یه دوست یا کسی که مشکلی براش پیش اومده حمایت میکنه من میخوام به عنوان تشکر از اون شرکت و کمپانی این قضیه رو علنی کنم. سیروس مقدم و مجموعه رستگاران رستگاران تجربه دومی است که در خدمت آقای مقدم بودم.اولین همکاری ما سر پروژه روز حسرت شکل گرفت که تجربه خیلی خوب و جذابی برای من بود.به هر حال آقای مقدم در آن پروژه تونست با یک متن متوسط یک کار آبرومند در بیاره که همه رو پای تلویزیون بشونه.حال اتفاقی که برای کار بعدیش می افته وقتی که سیروی مقدم به من زنگ زد با توجه به ابن که سعید نعمت ا... یک فیلمنامه نویس خوب است و به خاطر این که این سریال معیارهای روز سریال سازی حرفه ای داره پیش میره این کار رو قبول کردم.در این سریال چندین قصه به موازات هم پیش میرن و داخل یک جریان اصلی میشن که قصه من تا قسمت 20-15 شروع نمیشه کمااینکه در قسمت های اول من سکانس های کمی داشت ولی مطمئنا کار خوبی خواهد شد.پس من هم این ریسک رو کردم و سریالی رو پذیرفتم که یکی از چند قصه هستم نه تنها قصه سریال. انتخاب های دلی از اول ورودم با برخی از اساتیدم مشورت میکردم ولی اصولا به انتخاب های دلی معتقدترم تا انتخاب های عقلانی.مثلا خیلی ها به من میگفتن از نقش مکمل پرهیز کن میگفتن تو در شرایطی هستی که بهت ضربه میزنه،یا انتخاب نقش های بعضا منفی که میگفتن تو شناخت مردم نسبت به تو تاثیر میذاره.شاید اینطور باشه و تو ذهنیت مردم تاثیرگذار باشه ولی حتما اونهایی که من رو تو نقش عاشق پیشه ژوبین یا رضای روز سوم پذیرفتن،این اجازه رو به من میدن تا نقش های متفاوت رو تجربه کنم و تا الان عکس العمل منفی بابت ابن انتخاب ها ندیدم. تجربه 50 ساله سیروس مقدم اقای مقدم یه حسنی دارن اینه که زمان رو خیلی خوب میشناسن و وقتی از من درباره همکاریم با اقای مقدم سوال میکنند میگن که مثلا این سریال را شش ماهه بستید؟من میگم ما این کار رو پنجاه سال و شش ماهه بستیم به خاطر این که پنجاه سال تجربه اقای مقدم به علاوه این شش ماه شده که این کار تولید شده شاید اگه کارگردان دیگری بود همین قدر باهوش و همین قدر مسلط به دکوپاژ و میزانسن نمیتونست این کار رو انجام بده.اقای مقدم یه تجربه پنجاه ساله میاره کنارش که اینقدر موفق عمل میکنه و این تجربه هم که کنار گروه حرفه ای بیاد اتلاف وقت به صفر میرسه و نتیجه اش این میشه که هر کسی میاد سر صحنه دقیقا میدونه که برای چه کاری آمده مثلا در کمترین زمان ممکن اقای مقدم و معقولی فیلمبردار بی نظیر کار به بهترین میزانسن و بهترین عکس ممکن میرسن.اگر شما به هر جای سریال و کارهای مقدم نگاه کنید یک عکس خیلی خوشکل در تصویر دارید و به نظر من این جای تقدیر داره و تلویزیون هر ساله سهم عمده ای از موفقیتش را مدیون آقای مقدم است. فیلمنامه نویسی را دوست دارم یک دوست نازنینی به اسم سعید نعمت ا...این فیلمنامه را نوشته و اصولا چون خودم فیلمنامه نویسی را خیلی دوست دارم وقتی که سناریوی این کار رو خوندم از قسمت اول تا قسمت سوم فهمیدم که این دیالوگ نویسی ها خیلی خوبه با وجود اینکه تا ان موقع قسمت های خیلی کمی از کار آماده بود و روراست وجبی با این قضیه برخورد نکردم دقت به کوتاهی و بلندی نقش نکردم،چرا که هر چه جلو میرویم،میبینیم کاوه حتی در سکانس هایی که نیست حضور دارد.ولی وقتی قلم سعید نعمت ا...رو دیدم و با اعتمادی که به اقای مقدم داشتم و دارم و خواهم داشت چون خیلی دوسش دارم نه صرفا به خاطر کاراکترش،دارم کاملا در رابطه با کارهاش صحبت میکنم کار رو قبول کردم و الان که دارم کار رو میبینم خیلی لذت میبرم. محبت ادم ها تا اخر عمر یادم میماند فکر میکنم ادم قدر شناسی هستم اگه کسی یه قدم برام برداره تا اخر عمر یادم میمونه،واقعا سعی میکنم این جمله رو که میگه هرکس به من یک کلمه اموخت...را در ذهنم داشته باشم و این دین رو باتملق انجام نمیدم،شاید نتونم هیچ کاری برای اون ادم انجام بدم ولی همیشه در ذهنم هست که اگر زمانی گره ای در کارش افتاد کمکش کنم. خب دوستای گلم....این مصاحبه خیلی طولانیه....بقیشو تو پستای بعدی براتون میذارم.....توروخدا برای رفع خستگیمم شده نظر بدین و خوشحالم کنین.....مرسی گوگولیا.....دوستون دارم....بابای سلام دوستای خوبم.....خوبین....خوشین....سلامتین؟ خخخخخخخخخخخخبببببببب.....امروز میخوام چندتا عکس خوشمل از نفسم براتون بذارم....ولی قبلش یه چیزو تعریف کنم یه کم شاد بشین! اولش باید اینو بدونین که من خیلی تنبلم.....تا ساعت ۱۲ ظهر میخوابم! حالا بریم سر داستانمون!یه روز طبق معمول تاساعت ۱۲ خواب بودم و مامانم بیرون بود.....اومد خونه....منم تو حالت خواب و بیدار بودم....مامانم به داداشم گفت مهسا هنوز خوابه؟داداشم گفت اره....بعد مامانم شروع کرد به بیدار کردن من.....مهسا....مهسا....مهسا! منم جوابی ندادم....انگار بیهوش بودم....خلاصه....مامانم اومد تو اتاقم.....گفت:مهسا....یه چیزی برات خریدم که اگه ببینی میپری هوا.....گفتم چی؟....یهو مامانم از داخل کیفش یه مجله اورد بیرون که عکس عشق من روش بود.....منو میگی....عین ملخ پریدم پایین.....سریع مجله رو گرفتم....ماچ و بوسه!!!!!!! خلاصه....این بود داستان این عکسا....حالا برید عکسا رو ببینید....بعد خودتون به من حق میدین! این از جلد مجله: اینم از امضای عسلم و یادداشتش....که نوشته:برای دوستان خوب و نازنین نشریه بانوی شرقی شاد و پیروز و سربلند باشید خب....تموم شد.... راستی....یه خبر خوب.....هرروز ساعت ۱۳:۳۰ شکرانه رو شبکه تهران پخش میکنه....همچنین ساعت ۱۶ روز حسرتو شبکه قرآن پخش میکنه....برید صفا سیتی منگوله!!!!!!!!!!! نظر یادتون نره خوشملا....بابای امروز ناراحتم.....اخه رستگاران تموم شد....دلم براش یه ذره میشه.... خب دیگه....گریه بسه....میخوام یه عالمه عکس خوشمل از عسلم براتون بذارم.... خب....تموم شد....الهی فداش شم....ماهه!!!!!!!!!! خب...جا داره که اینجا از اقا محمد گل تشکر کنم....مرسی.... نظر یادتون نره دوستای خوبم...بابای پست قبلی من راجع به عکس جلد مجله همشهری خانواده بود....حدیث جونم اومد و گفت که مطالب مجله رو هم براش بذارم....با این که این شماره قبل ازپخش رستگاران منتشر شد ولی به خاطر حرف حدیث جون این مطالبو براتون گذاشتم....امیدوارم خوشتون بیاد.... سیروس مقدم پر کارترین کارگردان تلویزیون در سالهای اخیر بوده که در کنار پرکاری توانسته به چهره ای شناخته شده برای مخاطبان تلویزیون تبدیل شود.مقدم مدتی است ساخت مجموعه ای 52 قسمتی را شروع کرده.مجموعه ای که قرار است شب های تابستان از شبکه 3 پخش شود. مقدم که تابستان 85"نرگس" را روی آنتن داشت،این بار هم به سراغ قصه ای اجتماعی رفته که شخصیت اصلی آن یک زن است.مانند نرگس این بار هم با قصه ای زنانه رو به رو هستیم که میتواند به خودی خود بخشی از جذابیت یک مجموعه را تامین کند. مقدم به سبک چند مجموعه متاخرش با گروهی حرفه ای همکاری کرده و بازیگران متعددی در این مجموعه پرشخصیت،مقابل دوربین میرود.نقش اصلی را روناک یونسی بازی میکند که با بازی در نقش اصلی فیلم سینمایی گرگ و میش قاسم جعفری قرار بود به یکی از ستاره های جوان سینمای ایران تبدیل شود اما خیلی زود مانند بیشتر این چهره های جوان به یکی از بازیگران فیلمها و مجموعه های تلویزیونی تبدیل شد. یونسی که مدتی پیش مجموعه گلهای گرمسیری را روی آنتن داشت،در رستگاران نقش زنی شهرستانی را بازی میکند که برای یافتن نشانی از شوهرش به تهران می آید.همین خلاصه چند خطی نشان میدهد که قصه میتواند به یک درام پر سوز و گداز تبدیل شود.قصه ای از جنس نرگس که توانست ماه ها مردم را پای گیرنده ها نگه دارد و به پدیده ای غریب تبدیل شود. مقدم به عنوان یکی از شناخته شده ترینمجموعه سازان تلویزیون،این اعتبار را پیدا کرده که بازیگران حرفه ای را در پروژه های مختلفش باخود همراهی کند.در غیبت حامد کمیلی،بازیگر ثابت مجموعه های قبلی مقدم،این بار هم نقش جوان اول به پوریا پورسرخ رسید که پیش از این در روز حسرت هم با مقدم همکاری کرده بود.به نظر میرسد پورسرخ جایگزین ستاره مجموعه های قبلی مقدم شده.او در پرواز در حباب و اغما نقش های متفاوتی بازی کردو به ستاره ای تلویزیونی تبدیل شده است. برگ برنده دیگر مجموعه آتیلا پسیانی استکه یکی دیگر از نقش های اصلی را بازی میکند و حضور همیشه گرم و تاثیر گذارش در سینما و مجموعه های تلویزیونی این انتظار را به وجود می آورد که با تصویری تازه از پسیانی در این مجموعه رو به رو شویم. سابقه مقدم نشان میدهد که او خوب میداند چه قصه هایی را انتخاب کند و میداند که این قصه های آشنا را چطور با احساسات گرایی بیامیزد که برای مخاطب تلویزیون جذاب باشد.رستگاران قطعا پر بیننده ترین مجموعه تابستان 88 اس.مجموعه ای که به دلیل حضور یک گروه حرفه ای پشت و جلوی دوربین،تبحر و تجربه مقدم و شناختی که از ذائقه مخاطبتلویزون دارد میتواند مانند نرگس حس و حالی خاص به شب های طولانی تابستان بدهد. رستگاران میتواند موفقیت مجموعه نرگس را برای مقدمتکرار کند.کارگردانی که پس از نرگس مجموعه موفقی نداشته.البته اغما و روز حسرت پر بیننده بودند اما مانند نرگس تبدیل به پدیده نشدند. خب دیگه.....نظر یادتون نره گلای من....بابای سلام....یه سلام گرم به تموم دوستای گل خودم....امیدوارم حال تک تکتون خوب باشه....من دوباره اومدم....با دست پرم اومدم..... امروز یه عکس خوشمل و ناز از جیگرم واستون دارم....که مال مجله همشهری خانوادس یه عکس دیگه هم داشتم که مال مجله کانون خانوادس ولی نتونستم اپلودش کنم!!!!!!!!! ایشالا دفعه بعد حتما براتون میذارم..... راستی....رستگارانو که میبینین؟ الهی فداش شم.....! لنگه نداره....! ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ فکر کنم دیگه همتون بدونین....ولی بازم میگم..... فردا چهار تیر هزار و سیصد و هشتاد و هشت دو رجب هزار و سیصد و چهل ۲۵ june دو هزار و نه تولد عشق پاک و زیبای منه! پوریای عزیزم....تولدت مبارک.....امیدوارم ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ سال زنده باشی تا شاهد پیشرفتهای چشمگیرت باشم..... اینم یه پوستر از جیگرم....امیدوارم دوست داشته باشیدش من واقعا نمیدونم چه جوری و با چه کلماتی تولد تنهاترین عشقمو تبریک بگم....خیلی سخته.....واقعا نمیدونم طلوع سی و دومین سال زندگی ات را بدون غروب به تو که از همه چیز با ارزشتری تبریک میگم.... بازم تولد گل باغ زندگیمو تبریک میگم.....بابای سلام دوستای خوب و مهربونم.....خوبین؟چه خبرا؟ تولد....تولد....تولدم مبارک دست بزنین دیگه....تولدمه ها.....البته یه خرده با تاخیر به به.....اینم مهمونامون
دست....دست.....دست....خب یکی بیاد وسط دیگه....... خب دیگه.....حالا نوبت کیک خوشمزه و خوشملمه........ دیگه چی؟ اها.....کادوهام چی؟ خب....حالا همه بگید سییییییییییییییییییییییب مرسی از همتون......موفق باشید....بابای اول از همه به خاطر کامنتای قشنگتون ازتون تشکر میکنم....دوم ازتون عذرخواهی میکنم به خاطر دیر اومدنم....سوم میخوام بگم با دست پر پر اومدم..... شبای امتحان خوابم نمیبرد....نشستم براتون چندتا پوستر از عسلم درست کردم....امیدوارم خوشتون بیاد..... ببینید : خب دیگه......تموم شد.....ببخشید اگه بد شده.....گرچه مهم اصل عکسه که پوریا جونمه و محشره!!!! بای تا های![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()





![]()
![]()
![]()

وااااااااااااااااااااااااااای...پوریا جونم دووووووووووووووووووووووووووووووست دارم......![]()










![]()
![]()
![]()

![]()
![]()

![]()
![]()
i love u

![]()









![]()



![]()
![]()
![]()







